ایرانِ بعد از جنگ؛ واقعیتی که پنهان میکنند
محمدتقی شفیع پور مهرجردی
لیبی پس از مداخله ناتو از یک کشور با دولت مرکزی به چند پاره مسلح تبدیل شد.
کسانی که تصور میکنند با دخالت مستقیم آمریکا و اسرائیل، وضعیت ایران بهتر خواهد شد، یا تاریخ منطقه را نخواندهاند یا عمداً آن را نادیده میگیرند. تجربه چند دهه اخیر نشان میدهد هیچ کشوری در غرب آسیا با مداخله خارجی به ثبات، امنیت و رفاه نرسیده است.
لیبی پس از مداخله ناتو از یک کشور با دولت مرکزی به چند پاره مسلح تبدیل شد.
عراق با وعده دموکراسی اشغال شد اما نتیجه آن جنگ داخلی، تروریسم، تجزیه عملی و سالها ناامنی بود.
افغانستان پس از بیست سال حضور آمریکا، نهتنها توسعه نیافت، بلکه با فروپاشی کامل ساختار دولت رها شد.
سودان، سومالی و یمن نمونههای روشن کشورهایی هستند که دخالت خارجی آنها را به میدان رقابت قدرتها تبدیل کرد، نه محل زندگی امن برای مردمشان.
واقعیت این است که هیچ قدرت خارجی برای آزادی، رفاه یا پیشرفت ملتها هزینه نمیدهد؛ آنچه دنبال میشود، منافع خودشان است:
کنترل منابع، تضعیف کشورهای مستقل، و در مورد ایران بهطور مشخص تجزیه، ناامنسازی و حذف یک قدرت تأثیرگذار منطقهای.
نارضایتی داخلی، مطالبهگری و اصلاح، حق هر ملتی است؛ اما آشوب، جنگ و دعوت از دشمن خارجی نه اصلاح است و نه راه نجات. نتیجه چنین مسیری، نه آزادی، بلکه از دست رفتن تمامیت ارضی، امنیت ملی و آینده نسلهاست.
ایران اگر قرار است بهتر شود،
نه از لوله تفنگ بیگانه،
نه از بمب و تحریم،
بلکه با آگاهی، اصلاح درونزا، فشار مدنی مسئولانه و حفظ استقلال بهتر خواهد شد.
تاریخ بهروشنی نشان داده است:
کشوری که سرنوشت خود را به بیگانه گره بزند،
نه کشور میماند،
نه امنیت،
و نه کرامت.
ارسال نظر